عوامل موثر بر ریسک اعتباری مشتریان بانکی (قسمت اول)

این تحقیق با هدف شناسایی عوامل موثر و تدوین مدلی برای سنجش ریسک اعتباری مشتریان حقوقی بانک کشاورزی ایران به روش رگرسیون لوجیت انجام شده است.بدین منظور اطلاعات کیفی و مالی یک نمونه تصادفی 200 تایی از شرکت هایی که طی سال های 1378 تا 1383 از شعب بانک کشاورزی استان تهران، تسهیلات اعتباری دریافت نموده اند بررسی شد. 

عوامل موثر بر ریسک اعتباری مشتریان بانکی (قسمت اول)

چکیده تحقیق

این تحقیق با هدف شناسایی عوامل موثر و تدوین مدلی برای سنجش ریسک اعتباری مشتریان حقوقی بانک کشاورزی ایران به روش "رگرسیون لوجیت" انجام شده است.بدین منظور اطلاعات کیفی و مالی یک نمونه تصادفی 200 تایی از شرکت هایی که طی سال های 1378 تا 1383 از شعب بانک کشاورزی استان تهران، تسهیلات اعتباری دریافت نموده اند بررسی شد. 
در این تحقیق پس از بررسی پرونده های اعتباری هر یک از نمونه ها، در ابتدا 36 متغیر توضیح دهنده شامل متغیرهای کیفی و مالی شناسایی و بررسی شد. 
از بین متغیرهای موجود با استفاده از تحلیل رگرسیون لوجیت در نهایت 17 متغیر که اثر معنی داری بر ریسک اعتباری و تفکیک بین دوگروه از مشتریان خوش حساب و بد حساب داشتند، انتخاب و مدل نهایی به وسیله آن ها برازش شد. 
براساس شاخص های آماری، این توابع از نظر ضرایب و همچنین قدرت تفکیک کنندگی معنی دار و اعتبار بالایی دارند. نتایج تحقیق ضمن دلالت بر تایید نظریه های اقتصادی و مالی در زمینه عوامل موثر بر ریسک اعتباری نشان می دهد که عوامل موثر بر ریسک اعتباری مشتریان حقوقی بانک کشاورزی فصل مشترک زیادی با عوامل موثر بر ریسک اعتبار سنجی مشتریان حقوقی سایر بانک ها (از جمله بانک ملت و توسعه صادرات) دارد.  
بررسی عملکرد بیشتر کشورها نشان می دهد که سرمایه گذاری و سطح پیشرفت اقتصادی رابطه نزدیکی دارند. 
یعنی کشورهایی که الگوی کارآمدی در تخصیص سرمایه به بخش های مختلف اقتصادی دارند، اغلب از پیشرفت اقتصادی و در نتیجه رفاه اجتماعی بالاتری برخوردار هستند. 
تجهیز و تخصیص منابع سرمایه گذاری به فعالیت های اقتصادی از طریق بازار مالی انجام می پذیرد که بازار اعتبارات بانکی قسمتی از این بازار است. 
انجام این امر به عنوان اصلی ترین نقش بانک در بازار مالی از طریق اعطای اعتبار به مشتریان صورت می گیرد. 
بنابراین یکی از موضوعات دارای اهمیت، بررسی و ارزیابی ریسک اعتباری (یعنی احتمال قصور در بازپرداخت تسهیلات اعطایی از سوی مشتریان) می باشد. 
اندازه گیری این ریسک در میان ریسک هایی که بانک در حیطه وسیع عملکرد خود با آن رو به روست، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. 
کاهش و کنترل ریسک به عنوان یکی از عوامل مهم موثر بر بهبود فرآیند اعطای اعتبار و در نتیجه بر عملکرد بانک ها مطرح است و نقش اساسی در تداوم ارائه تسهیلات و بقای بانک ها و موسسات مالی دارد. از دلایل اهمیت سنجش این ریسک می توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف. اکنون مهم ترین عامل ورشکستگی بانک ها ریسک اعتباری است. اگر مشتری به موقع تهدات خود را بازپرداخت نکند، این تسهیلات به صورت مطالبات معوق بانکی در می آید و این امر موجب اختلال در توزیع اعتبارات بانکی و در نتیجه اختلال در اقتصاد کشور می شود،
ب. اندازه گیری ریسک اعتباری با پیش بینی زیان های عدم بازپرداخت اعتبارات و ایجاد رابطه منطقی بین ریسک و بازده، امکان بهینه سازی ترکیب پرتفوی اعتباری، قیمت گذاری دارایی ها و تعیین سرمایه اقتصادی بانک ها را به منظور کاهش هزینه های سرمایه ای و حفط توان رقابتی فراهم و نوعی مزیت نسبی برای بانک ها و موسسات اعتباری ایجاد می نماید،
ج. در ایران از یک طرف فعالیت بانک ها بر اساس قانون بانک داری بدون ربا و مبتنی بر عقود اسلامی است، بنابراین نمی توان بین بازار پول و سرمایه مرزی قائل شد. از طرف دیگر با توجه به ساختار اقتصادی کشور، عملیات بازار سرمایه (بازار اوراق بهادار و سهام) و سایر شبکه های غیر بانکی، پیشرفت قابل ملاحظه ای نداشته و از این رو سهم قابل توجهی از سرمایه گذاری از طریق بازار بانکی انجام می گیرد. بنابراین موفقیت بانک ها در انجام این امور از اهمیت ویژه ای برخوردار است
د. در نظام ربوی پس از پرداخت وام، ارتباط بانک با پول قطع می شود و بانک بدو توجه به نوع فعالیت اقتصادی، اصل و فرع پول خود را مطالبه می نماید، بنابراین با گرفتن ضمانت کافی، لزومی به ارزیابی دقیق از مشتری وجود ندارد (و در صورتی که ارزیابی انجام شود، در راستای تسهیل مبادلات و انتخاب مشتریان بهتر است) حال آن که در سیستم بانک داری اسلامی شریک گیرنده تسهیلات در فعالیت های اقتصادی می باشد و به طور عمده سهم آورده فرد به عنوان ضمانت در نظر گرفته می شود. بنابراین با توجه به منابع مالکیتی – وکالتی ارزیابی توان بازپرداخت مشتری بسیار اهمیت دارد. 
با توجه به این موارد، آنچه برای بانک اهمیت دارد این است که قبل از اعطای تسهلات، احتمال عدم بازپرداخت از سوی آنان را ارزیابی و گروهی را انتخاب نماید و از ادای دین آن ها در موعد مقرر مطمئن شود. انجام این امر به وسیله یک سیستم جامع، ساختار و معیار مناسب امکان پذیر است. 
امروزه بانک ها به طور وسیعی از مدل های سنجش ریسک اعتباری برای تصویب و پردخت وام های اعطایی استفاده می نمایند و با استفاده از معیارهای عینی و اطلاعات حال و گذشته مشتری، در قالب تهیه انواع گزارش های اطلاعاتی و کارشناسی و اتخاذ تصمیم در ارکان اعتباری ذی صلاح، به اعتبار سنجی مشتریان می پردازند. 
 در مورد وام های بزرگ و با توجه به تعداد اندک آن ها، ارزیابی دقیق متقاضی امکان پذیر است، بنابراین در مورد وام های متوسط و کوچک، چون تعداد متقاضیان زیاد است، ارزیابی دقیق تک تک آن ها پر هزینه است و از این رو نیازمند ارزیابی سیستماتیک و ایجاد مدلی است که بر اساس آن به توان ریسک اعتباری را تعیین و کاهش داد. 
با وجود اهمیت این موضوع متاسفانه در کشور ما در زمینه اعطای تسهیلات اعتباری به مشتریان با روند منسجم و منظمی به منظور تعیین ریسک اعتباری، امتیازدهی، درجه بندی و همچنین تعیین سقف های اعتباری بر اساس شاخص های ریسک ملاحظه نمی شود و شاخص ها بر اساس تشخیص کارشناسی و کمیته اعتباری صورت می پذیرد. 
برخورداری از یک مدل ریسک کارآمد نه تنها تصمیم گیری در زمینه اعتبار و گرفتن وثیقه ها را تسهیل می نماید، بلکه افزون بر کاهش هزینه مبادله موجب خواهد شد که سیستم بانکی از الگوی کارآمدی در تخصیص سرمایه به بخش های مختلف اقتصادی برخوردار شود. 
این مقاله ابتدا ادبیات ریسک اعتباری و سپس عوامل موثر بر ریسک اعتباری مشتریان حقوقی بانک کشاورزی را با استفاده از روش آمار رگرسیون لجستیک بررسی می نماید و از این طریق برخی از ویژگی های کیفی (نوع فعالیت، سابقه داشتن بدهی معوق و ...) و مالی (برخی از اقلام ترازنامه و ...) موثر بر ریسک اعتباری مشتریان بانک را شناسایی می نماید. 
مروری بر ادبیات موضوع

تعریف اعتبارسنجی

با توسعه مداوم و پویای صنعت اعتباری، هر روز این صنعت نقش مهمتری در اقتصاد کشورها ایفا می نماید و اعتباردهندگان به منظور توسعه فرآیند مدیریت اعتباری از روش ها و ابزارهای جدید و تکنولوژی های پیشرفته استفاده می کنند. اعتبارسنجی و سنجش توان بازپرداخت مشتریان با استفاده از تکنیک ها و روش های پیشرفته و نوین آماری، از جمله تلاش هایی است که در این زمینه انجام شده است.
اعتبارسنجی به مفهوم ارزیابی و سنجش توان بازپرداخت متقاضیان اعتبار و تسهیلات مالی و احتمال عدم بازپرداخت اعتبارات دریافتی از سوی آن ها می باشد. امروزه به منظور اعتبارسنجی مشتریان نظام هایی نظیر امتیازدهی اعتباری و رتبه بندی مشتریان اعتباری تدوین و توسعه یافته اند. 

امتیازدهی اعتباری

امتیازدهی اعتباری، نظامی است که به وسیله آن بانک ها و موسسات اعتباری با استفاده از اطلاعات حال و گذشته متقاضی، احتمال عدم بازپرداخت وام توسط وی را ارزیابی می نمایند. به عبارت دیگر امتیازدهی به معنی کمی نمودن احتمال نکول در آینده است. این روش مشتریان اعتباری را بی طرفانه و بر اساس آمار و اطلاعات کمی رتبه بندی می نماید. 
در حالی که روش امتیاز به عنوان معیاری از سطح ریسک مشتری اعتباری استفاده می شود. از مقایسه امتیازات با "امتیاز حدی" که "حد آستانه" نامیده می شود و نقطه تمایز میان مشتریان "پرریسک" و "کم ریسک" می باشد، مشریان به دو دسته تقسیم می شوند.
با توجه به روشی که امتیازها از آن حاصل می شوند، می توان روش های امتیازدهی اعتباری را به دو دسته امتیازدهی اعتباری قیاسی و عملی تقسیم نمود: سیستم امتیازدهی اعتباری قیاسی به وزن صفات ویژه مربوط به مشتریان اعتباری توجه می نماید و برای دستیابی به امتیاز کل مجموع ارزش های وزنی صفت را در نظر می گیرد. 
این صفات و وزن های مربوط به هر یک از آن ها توسط تصمیم گیران اعتباری و بر اساس تجربیات آنها برآورد می شود. با توجه به اینکه اغلب امتیازات بر پایه تجربیات ذهنی استوار می باشد، بنابراین می توان گفت که سیستم امتیازدهی اعتباری قیاسی سیستمی شبه واقعی است. 
سیستم امتیازدهی اعتباری عملی که محور این گزارش بر آن استوار است، با توجه به اصول مدل ها مختلف امتیازدهی اجرا می شود. در این سیستم انتخاب صفات وابسته و محاسبه امتیازات بر اساس اطلاعات اعتباری گذشته و با کمک برخی از الگوریتم های امتیازدهی صورت می پذیرد. 
در کنار روش امتیازدهی اعتباری روش رتبه بندی اعتباری قرار دارد. رتبه بندی اعتباری در واقع روشی برای شناسایی و موافقت با اعطای وام به متقاضیان با ریسک پایین و اجتناب از اعطای وام به متقاضیان با ریسک بالا از طریق طبقه بندی آن ها می باشد. طبقات رتبه بندی با نمادهای مختلفی مانند AAA یا Aaa (برای عالی ترین کیفیت) یا با اعداد از 1 تا 10 مشخص می شوند. مزیت روش امتیازدهی نسبت به روش رتبه بندی این است که با ارائه امتیاز (همان مقدار عددی احتمال عدم بازپرداخت به موقع تسهیلات از سوی مشتریان یا ریسک اعتباری است مثل 0/01 ، 0/23 و ... به هر یک از متقاضیان، افزون بر طبقه بندی یا رتبه بندی آن ها، درجه ریسک اعتباری و در نتیجه فاصله بین هر یک از طبقات رتبه بندی 0 به طور مثال متقاضی دارای رتبه اول، دوم یا ...) را مشخص می نماید. 
به طور مثال شرکت الف، ب و ج که در روش رتبه بندی اعتباری به ترتیب 1 ، 2 و 3 را کسب نموده اند، می توانند به ترتیب ریسک اعتباری (یا امتیاز9 11، 19 و 25 را داشته باشند. 

ضرورت امتیازدهی اعتباری مشتریان

با داشتن امتیازها امکان اندازه گیری ریسک اعتباری برای بانک ها فراهم می شود و می توانند آن را متناسب با پورتفوی اعتباری اداره نمایند. بدین منظور که اکسپوژر (ریسک قابل مشاهده و محاسبه) بانک را در رابطه با انواع ریسک تعدیل و اصلاح نمایند. این مطلب را می توان با رابطه زیر توضیح داد:
(احتمال عدم بازپرداخت) x (نرخ زیان در صورت عدم بازپرداخت) x (مبلغ در معرض ریسک) = زیان مورد انتظار
در این رابطه نرخ زیان (عدد یک منهای سهم درصدی از وام که به وسیله تضمین پوشش داده شده است) و مبلغ در معرض خطر (میزان وام) معمولا معلوم و احتمال عدم بازپرداخت مجهول می باشد. سیستم امتیازدهی اعتباری می بایست قابلیت برآورد احتمال عدم بازپرداخت را داشته باشد. بانک می تواند بر اساس زیان مورد انتظار، پورتفوی دارایی ها، اعتبارات و مشتریان اعتباری خود را تعدیل و تنظیم نماید. 

موسسات امتیازدهی

در کشورهای دیگر امتیازدهی اعتباری توسط "موسسات اعطا کننده اعتبار" یا "موسسات امتیازدهی"، درسطح وام های اعطایی به اشخاص حقیقی یا شرکت های کوچک و متوسط و در مورد کارت های اعتباری اجرا می شود. حال آن که روش رتبه بندی اعتباری توسط "سیستم های رتبه بندی داخلی" و "موسسات رتبه بندی" و در سطح وام های اعطایی به شرکت های بزرگ انجام می گیرد. 
تفاوت موسسه های رتبه بندی با سیستم های رتبه بندی داخلی این است که موسسه های رتبه بندی، رتبه های اعتبار بانکی افراد را تعیین می کنند و در قبال رتبه های ارائه شده هیچ گونه مسئولیتی را نمی پذیرند. این موسسه ها اطلاعات و رتبه ها را در سطح عمومی منتشر می کنند، اما هیچ گونه اطلاعاتی در مورد چگونگی و فرآیند تعیین رتبه ها در اختیار افراد قرار نمی دهند. 
از سوی دیگر، سیستم های رتبه بندی داخلی توسط واسطه های مالی (بانک ها و موسسه های مالی و اعتباری) به منظور اندازه گیری با آن ها مواجه هستند، انجام می شود. این اطلاعات یک مزیت رقابتی برای هر بانک یا موسسه مالی محسوب و از انتشار آن در سطح عموم و حتی خود مشتریان اعتباری این واحدها جلوگیری می شود. 
در حال حاضر اعتماد و اعتبار موسسه های رتبه بندی به دلیل قدمت فعالیت آن ها بیشتر از سیستم های رتبه بندی داخلی و واسطه های مالی است. در مورد سیستم های رتبه بندی داخلی، بانک ها و موسسات مالی هنوز در مرحله روش شناسی و آزمایش قرار دارند. 

عیارهای امتیازدهی اعتباری

موسسه های اعتباری و بانک ها می بایست با توجه به پیچیدگی فعالیت ها و محیط اقتصادی، مدل های مناسب جهت ارزیابی امتیازدهی اعتباری مشتریان انتخاب نمایند. در خصوص مشتریان اعتباری حقوقی بزرگ، بانک های از معیار 5C ، برای تصمیم گیری اعتباری استفاده می کنند. البته معیار 5C می تواند با تعدیلاتی برای کلیه مشتریان به کار رود، ولی برای مشتریان کوچک و متوسط شاخص های خاصی در مدل امتیازدهی گنجانده می شود.

الف. معیار 5C: 

این معیار به طور خلاصه عبارت است از: - شخصیت: یعنی بررسی تعهدپذیری، شهرت اجتماعی، اعتبار متقاضی و بررسی صحت عمل وی در عملیات مالی و فعالیت های گذشته - ظرفیت: بررسی توان متقاضی در هدایت و رهبری فعالیت، ظرفیت درآمدی شامل قدرت کسب سود و درآمدزایی، توان مدیریت و ظرفیت های تجاری متقاضی - سرمایه: یعنی بررسی سرمایه و صورت های مالی متقاضی - وثیقه: یعنی پیش بینی وثیقه ها یا ابزارهایی که می توان در زمان دریافت اعتبار یا تسهیلات، به عنوان پوشش در اختیار موسسه مالی یا بانک قرار داد - شرایط: یعنی بررسی شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و عوامل بیرونی که بسته به نوع فعالیت شرکتف از حیطه اختیار اعتبارگیرنده یا متقاضی خارج است و کنترلی بر آن نمی تواند داشته باشد، ولی در عین حال می تواند بر بازپرداخت وام ها یا تعهدات اعتبارگیرندگان تاثیر بگذارد. 
لازم به توضیح است که اخیرا یک مورد به موارد فوق افزوده شده و معیار 5C به 6C تبدیل شده است. این معیار به شرح زیر است: - شرایط و ضوابط تسهیلات یا اعتبارات: این معیار سه سوال اساسی متقاضی به چه میزان اعتبار یا تسهیلات احتیاج دارد؟ به چه منظوری به این اعتبار یا تسهیلات را عنوان می کند؟ و برای چه مدتی این اعتبار یا تسهیلات را احتیاج دارد؟ مدنظر دارد. 

ب.معیار (LAPP):

از دیگر معیارهای ارزشیابی وضعیت اعتباری متقاضی، استفاده از معیار LAPP می باشد که به طور خلاصه موارد زیر را شامل می شود:
  • نقدینگی: در کوتاه مدت میزان نقدینگی مشتری یعنی دسترسی وی به وجوه نقد یا توانایی او در تامین این وجوه به منظور رفع نیازهای جاری از جمله پرداخت تعهدات کوتاه مدت مانند اصل و سود تسهیلات و یا اعتبارات دریافتی از اهمیت خاصی برخوردار است که گاهی نقدینگی از سود اهمیت بیشتری پیدا می کند و از نسبت های نقدینگی در بررسی این معیار استفاده می شود. 
  • فعالیت: این معیار نوع و حجم فعالیت، دوره گردش عملیات و ... را بررسی می کند
  • سودآوری: این معیار میزان سودآوری، سود ناویژه و سود خالص در مقایسه با فروش و قیمت تمام شده را بررسی می کند
  • توان بالقوه یا پتانسیل: استمرار فعالیت یک واحد اقتصادی در بازار بستگی مستقیم به توان بالقوه یا پتانسیل آن دارد. از این رو در این معیار مسائلی چون وضعیت و کارآیی مدیریت، ترکیب نیروی انسانی، محصولات، منابع مالی، نفوذ در بازار و ارتباطات و ... بررسی و تحلیل می شود

ج- معیار 5P:

اجزای این معیار به طور خلاصه عبارتند از:  - مردم: بررسی و ارزشیابی نظرات مردم در خصوص واحد اقتصادی شامل: کارآیی در امر تولید، تجارت و سن مدیران، پوشش های بیمه ای، سود حاصل از سرمایه و دارایی ها، ارزیابی و کنترل دارایی ها، تمایل به ایفای تعهدات، جایگاه در صنعت یا بخش اقتصادی - محصول: در این مبحث سودآوری، کمیت و کیفیت، ارزش، در دسترس بودن، اهداف بازاریابی، پوشش های بیمه ای و ... بررسی و ارزیابی می شود -حمایت: در این قسمت اینکه ایا حمایت مالی داخلی براساس صورت های مالی وجود دارد یا خیر؟ نقدینگی یا سایر وثایق موجود است یا خیر؟ آیا حمایت خارجی مانند ضمانت بانکی، ظهرنویسی و اسناد مالی و ... وجود دارد یا خیر؟ بررسی می شود -پرداخت ها: در این قسمت مواردی مانند آیا مشکل اعتبارات پرداخت نشده وجود دارد یا خیر؟ بررسی اطلاعات مربوط به پرداخت های گذشته، قابلیت نقدینگی و دارایی ها، سوددهی، کیفیت، بدهی های خارجی و ... بررسی می شود - شمای کلی آینده: بررسی اینکه آیا شرکت برای آینده استراتژی و برنامه های خاصی دارد یا اینکه در این زمینه مبتدی است؟ و نیز بررسی سود ناشی از فروش در قبال احتمالات بازار در خصوص نوسانات قیمت، از جمله مسائل مطرح در این بخش می باشد.
با انجام این بررسی ها و ارزشیابی ها، تصمیم گیرندگان اعتباری قادر خواهند بود تا در خصوص اعطای تسهیلات و چگونگی سقف اعتبار و شیوه های کنترل آن و نیز مدت و شیوه بازپرداخت، اظهار نظر نمایند. 

1.6. مدل های امتیازدهی اعتباری

روش های امتیازدهی اعتباری به دو صورت کمی و کیفی انجام می شود. تحلیل کیفی امتیازدهی اعتباری بستگی به توانایی و تجربه افراد مسئول اعطای اعتبار دارد، ولی در روش تحلیل کمی پیش بینی عدم بازپراخت اصل و سود تسهیلات اعتباری بستگی به تابع توزیع برآوردی توسط روش های کمی دارد. 
بیشتر الگوهای کمی ریسک اعتباری چارچوب مفهومی مشابهی دارند، اما اختلافاتی که در اجرای این مدل ها وجود دارد ناشی از طریقه برآورد پارامترهای اصلی از اطلاعات در دسترس می باشد. 
در سیستم امتیازدهی می توان از امتیازدهی چند متغیره به منظور پیش بینی احتمال عدم توانایی بازپرداخت استفاده نمود. تکنیک های گسترده ای در حوزه های ریاضی، آمار، اقتصادسنجی و تحقیق در عملیات در بانک ها و موسسات در این زمینه استفاده می شود که به دو دسته الگوهای امتیازدهی اعتباری غیرپارامتری نظیر برنام ریزی ریاضی، طبقه بندی درختی (الگوریتم های تقسیم بندی بازگشتی)، الگوی نزدیک ترین همسایه، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، سیستم های خبره، شبکه های عصبی مصنوعی (ANN) و الگوریتم ژنتیک (GAS) و الگوهای امتیازدهی اعتباری پارامتری نظیر مدل احتمال خطی، مدل تحلیل ممیزی، مدل لوجیت و مدل پروبیت طبقه بندی می شوند و در توسعه مدل های اندازه گیری ریسک اعتباری نقش موثری را ایفا می نمایند. 
هم اکنون به منظور طراحی مدل دقیق ریسک اعتباری همگام با مطالعات کمیته بال تحقیقات بسیاری از سوی محققان و موسسات اعتباری انجام می شود. در این مقاله از مدل لوجیت به منظور بررسی عوامل موثر بر ریسک اعتبار سنجی مشتریان حقوقی بانک کشاورزی استفاده می شود. 

منبع: دو فصلنامه علمی – پژوهشی جستارهای اقتصادی، سال سوم، شماره ششم، پاییز و زمستان 1385

 
كلمات كليدی: اعتبارسنجی، اعتبارسنجی مشتریان، سایت اعتبارسنجی، اعتبار سنجی مشتریان، سامانه اعتبارسنجی، امتیاز اعتباری


نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
متنی که در تصویر می بینید عینا تایپ نمایید
نظر
مقالات بیشتر
مقالات مرتبط
.
.
2019© کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت توسعه زیر ساخت های فناوری اطلاعات سیگما میباشد.