هنوز مسئولان به اهمیت ارتقای سطح سواد مالی توجهی ننموده اند

سواد مالی چیست و چه مولفه هایی دارد؟ دلیل اهمیت یافتن این مفهوم چیست و ابعاد اصلی سواد مالی کدامند؟ تعریف های زیادی از سواد مالی بیان شده است و بر همین اساس هر کشوری که در خصوص سواد مالی کاری صورت داده است، عریف به خصوصی از آن ارائه نموده است.

هنوز مسئولان به اهمیت ارتقای سطح سواد مالی توجهی ننموده اند
سواد مالی چیست و چه مولفه هایی دارد؟ دلیل اهمیت یافتن این مفهوم چیست و ابعاد اصلی سواد مالی کدامند؟
تعریف های زیادی از سواد مالی بیان شده است و بر همین اساس هر کشوری که در خصوص سواد مالی کاری صورت داده است، عریف به خصوصی از آن ارائه نموده است.
برخی سواد مال را قضاوت و تصمیم گیری در خصوص مسائل مالی دانسته اند و برخی آن را توانایی ادراک مفاهیم مالی برشمرده اند. 
اما شاید بهترین تعریف از سواد مالی را سازمان همکاری های تجاری و اقتصادی (OCED) در سال 2003 ارائه نموده و آن را در سال های 2005 و 2012 اصلاح کرده است.
بر اساس این تعریف، سواد مالی عبارت است از "دانش و درک مفاهیم و ریسک های مالی، مهارت، انگیزه و اعتماد به نفس استفاده از این دانش و ادراک به منظور ارتقای سطح رفاه فردی و اجتماعی و مشارکت فرد در سطح اقتصادی"
نکته قابل تامل، افزودم کلمه ریسک های مالی است که در سال 2012 تعریف اضافه شده است و نشات گرفته از بحران های 2007-2009 است.
اما پیش از پرداختن به اهمیت سواد مالی و دلایل آن، ذکر تاریخچه ای مختصر از به وجود آمدن این مفهوم خالی از لطف نیست. 
شکل گیری مفهوم سواد مالی را به قانون اسمیل لور (Smith-Lever) مصوب سال 1914 در آمریکا نسبت می دهند. 
این قانون به هدف ارتقای مهارت های افراد و خانوارها تصویب شده که یکی از این مهارت ها سواد مالی است که در این قانون از آن به عنوان مهارت های مالی یاد شده است.
اما دهه 1990 و به خصوص سال 1998، زمانی است که مفهوم سواد مالی در بازارهای مالی متولد می شود. 
آزادسازی بازارهای مالی و همچنین نوآوری و تنوع در محصولات مالی، پیچیدگی در ابزارهای متنوع، و متعاقبا بروز بحران های مکرر موجب شکل گیری مفهوم سواد مالی شده است. 
علی رغم فعالیت های پراکنده ای که برخی از کشورها در خصوص سواد مالی تا آن زمان انجام داده بودند سال 2003 اولین سالی است که یک نهاد بین المللی پا به عرضه سواد مالی گذاشته است. 
سازمان همکاری های تجاری و اقتصادی (OECD) کار خود را با پروژه ای به نام پروژه آموزش مالی در سال 2003 آغاز نمود. 
اولین گزارش این سازمان، در سال 2005 با نام "بهبود یا ارتقای سواد مالی: تحلیل مسائل و سیاست ها" منتشر شد و روند فعالیت های آن تا کنون نیز همچنان ادامه دارد. 
اما اقدامات این نهاد اولین گام جهت متواتر شدن مفهوم سواد مالی در میان دیگر نهادهای بین المللی و دولت ها است.
در کنار تمام اقدامات صورت گرفته، تقطه عطف شناسایی و متواتر شدن مفهوم سواد مالی، بحران سال های 2007-2009 است.
به طوری که گزارش کنگره ایالات متحده در سال 2009 نیز یکی از مقصران بحران مالی را پایین بودن سطح سواد مالی عموم مردم بر می شمرد (در سال 1932 نیز، پس از رکود بزرگ، گزارش کنگره، فروش استقراضی را یکی از مقصران بحران معرفی نموده بود)
بر همین اساس، در قانون داد-فرانک که بزرگترین قانون مالی آمریکاست (حدودا 850 صفحه می باشد)، کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) به همراه کتابخانه کنگره آمریکا موظف شدند تا طی تحقیقی، گزارشی از وضعیت سطح سواد مالی سرمایه گذاران خرد به کنگره ارائه دهند. 
گزارشی که در سال 2012 منتشر شد، از فقدان سواد مالی سرمایه گذاران خرد حتی در مفاهیم ابتدایی مالی حکایت داشت.
از بحران مالی اخیر به بعد است که تحقیقات گسترده ای در خصوص سنجش سواد مالی صورت گرفته و بسیاری از کشورها در پی ارتقای آن هستند.
در مجموع، اصلی ترین دلایل اهمیت پیدا کردن مفهوم سواد مالی را می توان این طور برشمرد: 1-پیچیده شدن محصولات و بازارهای مالی 2-وجود موسسات مختلفی که خدمات مالی ارائه می کنند و اهمیت پیدا کردن مفهوم تقلب در این میان 3-حمایت از حقوق سرمایه گذاران و مشتریان با تجهیز آن ها به سلاح سواد مالی 4-مسئولیت بیشتری که افراد برای تصمیم گیری تقبل کرده اند 5-اهمیت یافتن مفهوم ریسک 6-برنامه ریزی بهتر آینده (به خصوص در حوزه برنامه ریزی دوران بازنشستگی) 7-اهمیت یافتن این مفهوم در سطح بی المللی و ...
در کنار سواد مالی، دو مفهوم آموزش مالی و ظرفیت سازی مالی نیز وجود دارند که بعضا به جای هم به کار می روند، اما با نگاهی به مولفه های سواد مالی متوجه می شویم که این مفاهیم یکسان نبوده و به کار بردن آن ها به جای یکدیگر اشتباه است.
اساسا چه کسی را می توان باسواد مالی نامید؟
بر اساس تعریف سواد مالی، یک مدل مفهومی می توان برای آن احصا نمود. 
این مدل از چند بخش تشکیل شده است.
بخش اول، دانش و ادراک مفاهیم و ریسک های مالی است (یعنی شناخت)
وقتی فرد دانش خود را در دنیای واقعی به کرات تکرار می کند، دانش و ادراک او منتج به مهارت می شود. 
بخش دوم تعریف، مهارتی است که به واسطه انگیزه و اعتماد به نفس حاصل از تمرین و ممارست در شناخت ایجاد شده و منتج به تصمیم گیری می شود. 
تصمیمات مختلف، رفتار را شکل می دهند اما بهینه بودن این رفتارها تحت تاثیر عواملی است از جمله تورش های رفتاری و بسیاری از عوامل دیگر.
اما شاید بتوان اطهار داشت هنگامی که فرد بر اساس شناخت خود نسبت به مفاهیم مالی با اعتماد به نفس تصمیم گیری کند و مسئولیت تصمیم خود را بپذیرد، دارای سواد مالی است اما در اینکه تصمیم وی منجر به موفقیت سود یا اینکه نتیجه مثبتی داشته باشد، عدم قطعیت وجود دارد. 
قسمت اول از مدل مفهومی (شناخت)، بر اساس آموزش مالی حاصل می شود.
قسمت دوم که مهارت است و منجر به اخذ تصمیم می شود، سواد مالی است و چنانچه سواد مالی منجر به رفتارهایی عقلایی شود و سطح رفاه افراد را بر اساس این رفتارها ارتقا دهد، ظرفیت سازی صورت پذیرفته است. 
آیا ضرورتا افرادی که دارای سواد مالی هستند، تصمیمات بهینه اتخاذ می کنند؟
خیر نمی توان گفت کسی که لزوما سواد مالی دارد، تصمیمات بهینه اتخاذ می کند، چرا که عوامل متعددی در تصمیم گیری وی دخیل هستند که مهمترین آن به حوزه مالی رفتاری و تورش های مختلفی که فرد دچار آن می شود باز می گردد، تورش هایی که بر تصمیم گیری فرد اثر می گذارند. 
از تورش های مهمی که در بازارهای مالی به خصوص بازار سرمایه به کرات مشاهده می شود (و متاسفانه در بازارهای مالی کشورمان نیز کاملا قابل مشاهده است و بر اساس تحقیق نیز اثبات شده است) میتوان به بیش اطمینانی (Overconfidence)، توده واری (Herding)، و تورش لنگر (Anchoring) اشاره نمود که باید به این مقوله توجه ویژه ای شود.
از دیگر عوامل اثرگذار بر تصمیم گیری افراد می توان به جنسیت، سطح دانش و سطح سواد عمومی، سطح درآمد، شرایط خانوادگی، احساسات و حتی فصل ها نیز اشاره نمود که همگی منجر به واکنش های غیر عقلایی به شرایط خاص می شوند.
بر همین اساس نمی توان به طور مطلق اظهار داشت کسی که دارای سواد مالی است، تصمیم درست و بهینه ای نیز اتخاذ خواهد کرد. 
ارتباط بین سواد مالی و مبانی اسلامی چیست؟
از اقدامات اساسی که برای ارتقای سطح سواد مالی صورت می گیرد، مشخص شدن مفاهیم ضروری است که باید به افراد آموزش داده شود. 
در بازارهای مالی اسلامی، از جمله مفاهیم بنیادی عقود اسلامی است که دو طرف معامله نباید جهلی نسبت به عقدی که در آن معامله صورت می گیرد داشته باشند. 
شناخت نسبت به تفاوت عقود و بار حقوقی که هر یک نسبت به دیگری دارند مورد شناسایی هر دو طرف باشد.
متاسفانه باتوجه به اصل حداکثر سازی سود از سوی بسیاری از سرمایه گذاران، توجه صرف ایشان بر میزان سودی است که اوراق یا ابزارهای مالی ایجاد می کنند. 
شناخت عقود و همچنین آگاهانه وارد شدن در معامله، موضوعی رده دومی برای بسیاری از سرمایه گذاران محسوب می شود. 
در این حوزه، ارتباط تنگاتنگی بین سواد مالی و مفاهیم بنیادی عقود اسلامی وجود دارد. 
شناخت نسبت به بنیان های معاملات اسلامی سرمایه گذار را در تصمیم گیری خود هدایت خواهد کرد و ارزیابی ریسک های مترتب بر معامله ای بر مبنای عقد اسلامی شکل گرفته است نیز مشخص می گردد. 
عدم آگاهی نسبت به سطح سواد مالی و تصور بر اینکه دانش کافی در اختیار فرد قرار دارد، مانعی است بر سر راه ارتقای سطح سواد مالی
برای مثال، شناخت ربا و مصادیق ربا، شناخت مصادیقی موجب بطلان معاملات می شوند مانند اکل مال به باطل و غرر، شناخت عقودی مانند مرابحه،اجاره و ... از ضروریات ورود در بحث معاملات محسوب می شوند.
عوامل اصلی تاثیر گذار بر سطح سواد مالی کدامند؟ تورش های ناشی از سواد مالی و چالش های پیش روی ارتقاع سطح سواد مالی چیست؟
تورش های رفتاری که در تصمیم گیری افراد اثرگذاراند مبحثی کلان است و اهمیت بسیاری دارد، چرا که اگر بخواهیم سواد مالی در تصمیم گیری های افراد موثر واقع شود و رفتار سرمایه گذار دست خوش تغییر قرار گیرد، باید نسبت به تورش های رفتاری حساسیت به وجود آید. 
یعنی سرمایه گذار ضمن آشنایی با تورش های مختلف، همواره تلاش کند تا دچار چنین تورش هایی نشود. 
باید خاطر نشان کرد که فضای تصمیم گیری در بازار سرمایه در دیگر بازارهای مالی متفاوت است.
تصمیم گیری در بازار سرمایه نیازمند سرعت در اخذ تصمیم است و همواره نوعی پذیرش ریسک در تصمیمات سرمایه گذاری مشاهده می شود. 
لذا، احمال مشاهده تورش های رفتاری در این بازار نیز بسیار زیادتر از دیگر بازارهای مالی است.
همان طور که اشاره شد بیش اطمینانی، رفتار توده وار و تورش لنگر از تورش های مهم در بازار سرمایه محسوب می شوند که اهمیت شناخت این رفتارها بسیار مهم است و سرمایه گذاران باید ضمن شناخت این تورش ها، تلاش کنند تا دچار رفتارهای غیر عقلایی نشوند. 
در کنار شناخت تورش های رفتاری و گیر افتادن در کلاف رفتارهای غیر منطقی، چالش های کیفی نیز پیش روی ارتقای سطح سواد مالی وجود دارد.
اولین چالش، تابوی دانش یا عدم آگاهی سرمایه گذاران نسبت به سطح سواد مالی خود است.
معمولا افراد در این حوزه نیز دچار تورش بیش اطمینانی هستند و چنانچه از آن ها درخواست کنید که سطح سواد مالی خود را ارزیابی کنند، بسیاری آن را حداقل کافی ارزیابی خواهند نمود. 
زمانی سرمایه گذار جهت ارتقای سطح سواد مالی خود گام بر خواهد داشت که احساس نیاز در وی ایجاد شود. 
عدم آگاهی نسبت به سطح سواد مالی و تصور بر اینکه دانش کافی در اختیار فرد قرار دارد، مانعی است بر سر راه ارتقای سطح سواد مالی، در صورت عدم درک این نکته، نوعی حالت تدافع نسبت به برنامه های آموزشی نیز پیش خواهد آمد.
دومین چالش پیش روی سواد مالی، تابوی تجربه است، یعنی افراد فکر می کنند که چون تجربه سرمایه گذاری دارند، اشتباه نخواهند کرد.
علی رغم اینکه تجربه می تواند یکی از فاکتورهای سواد نیز در نظر گرفته شود اما ضمانتی بر این نیست که فرد صاحب تجربه، سواد مالی بالایی نیز داشته باشد.
همچون چالش قبلی، نوع رفتار تدافعی در عدم پذیرش فقدان سواد مالی لازم میان سرمایه گذاران با تجربه نیز وجود دارد. 
سومین چالش پیش روی سواد مالی عدم درک اهمیت سواد مالی در میان مسئولان است. 
واقعیت امر این است که سواد مالی مفهومی مترقی است و هنوز اهمیت آن به درستی درک نشده است.
مسئولان اقتصادی کشور چنان درگیر مسائل دیگرند که مقوله های آموزشی و ضرورت آن در بازارهای مالی کشور تا حد زیادی مغفول مانده است. 
کشورهای پیشرفته، با هدف گذاری بلند مدت جهت تغییر رفتار مشتریان و سرمایه گذاران وارد این عرصه شده اند.
به عنوان مثال، ضرورت پس انداز در کشورهای مختلف مسئولان آن ها را بر این داشته که سواد مالی در حوزه پس انداز را ارتقا دهند. 
لازم است مسئولین اقتصادی کشور به مسئله سواد مالی در بلند مدت فکر کنند و این امر را در سطح کلان پیگیری نمایند.
از جمله این برنامه ریزی بلند مدت می توان در تدوین برنامه راهبردی افزایش سطح سواد مالی دیده شود.
اقدامی که بسیاری از کشورها مانند آمریکا، انگلیس، استرالیا، کانادا، مالزی، ترکیه و ... صورت داده اند و خطوط اصلی و مهم تغییر رفتار مالی در جامعه را مشخص نموده اند تا از طریق سواد مالی به آن برسند. 
سر اساس این برنامه ریزی، تمامی ذی نغعان ارتقای سطح سواد مالی گردهم می آیند تا اقدامات مشترکی را انجام دهند. 
در برنامه راهبردی ایالات متحده که مجری آن خزانه داری آمریکاست، حدودا 24 نهاد کشوری اصلی به عنوان ذی نفع ارتقای سطح سواد مالی شناسایی شده اند. 
متاسفانه ما هنوز به چنین اتفاق نظری نه تنها در خصوص سواد مالی بلکه در خصوص بسیاری از مسائل دیگر نیز نرسیده ایم . 
باید توجه داشت که مللی که می خواهند رشد بلند مدتی داشته باشند، روزی مصطلح شده بود که اگر کسی مهارت استفاده از رایانه و سخن گفتن به زبان انگلیسی را نداشته باشد بی سواد محسوب می شود اما امروزه سواد مالی نیز به این دو مولفه دیگر اضافه شده است.
یعنی اگر کسی سواد مالی نداشته باشد، مهارت رایانه ای نداشته و نتواند به زبان انگلیسی سخن بگوید، بی سواد محسوب می شود.
چه نوع تمهیدات سیاست گذاری واقعا به افراد انگیزه می دهد تا تبحر مالی پیدا کرده و میزان دانش مالی خود را بیشتر کنند؟
اولین سیاست گذاری پی بردن افراد به پایین بودن سطح سواد مالی خودشان است که وقتی احساس نیاز کنند به دنبال کسب سواد مالی خواهند رفت.
معمولا برای تفهیم پایین بود سطح سواد مالی، از روش های غیر مستقیم استفاده می شود. 
به عنوان مثال سرمایه گذاران ترغیب می شوند تا سوالاتی چند را که بر روی سایت بورس یا نهاد ناظر بارگذاری شده است پاسخ دهند و سطح سواد مالی خود را بسنجند.
در انتهای آزمون نمره ای به پاسخ دهنده تعلق می گیرد و مفاهیمی که وی در آن دچار ضعف است برشمرده می شود.
از این طریق خود فرد به صورت غیر مستقیم به پایین بودن سطح سواد مالی خود پی می برد. 
دوم اینکه، از جمله وظایف نهادهای نظارتی همچنین سازمان بورس و اوراق بهاردار، حمایت از حقوق مشتریان و سرمایه گذاران است. 
با توجه به اینکه ارتقای سطح سواد مالی نوعی خود حمایتی ایجاد می کند، توجه به این مقوله و ایجاد برنامه های آموزشی هدفمند و با توجه به نیازهای مخاطب بسیار ضروری است.
به عنوان مثال جالبه بدونید که تحقیقی در استرالیا بین سرمایه گذاران صورت گرفت و از آن ها روش کسب اطلاعات مرتبط با بازار سرمایه مورد پرسش قرار گرفت.
چند گزینه برای افراد پاسخ دهنده معین شد. 
محققین تصور می کردند که به احتمال زیاد سرمایه گذاران با درصد بالایی اطلاعات خود را از اینترنت کسب اما بررسی پاسخ نشان داد که بررسی پاسخ ها نشان داد که بیشتری روش دریافت اطلاعات، از طریق روزنامه است.
لذا پیشنهاد شد که اطلاعات بازار سرمایه بیشتر از طریق روزنامه های کثیرالنتشار منتشر شود.
البته در سازمان بورس و اوراق بهادار، شرکت اطلاع رسانی و خدمات بورس متولی این امر می باشد که اقدامات مناسبی نیز در این حوزه صورت گرفته اما روزی می توان گفت که توفیقی به دست امده که موضوع سواد مالی برای همگان مهم شود. 
سومین سیاست گذاری و آخرین راه این است که باید بازخورد مداوم و سنجش مداوم از سطح سواد مالی داشته باشیم و ببینیم برنامه های اجرا شده در خور بوده اند یا خیر و برای سال های آینده برنام ریزی کنیم.
ابزار سنجش سطح سواد مالی چیست؟
مهمترین ابزار سنجش سطح سواد مالی تحقیق پیمایشی در میان جامعه مورد نظر است و این مسئله در تمام دنیا صورت می گیرد. 
معمولا سوالاتی در حوزه های مختلف مالی مطرح می شود و این سوالات از نمونه جامعه مورد نظر پرسش قرار می گیرد (معمولا این تحقیقات تلفنی است)
اولین تحقیقی که در ایالات متحده در زمینه سنجش سطح سواد مالی صورت گرفت، بر مبنای 3 سوال سطح سواد مالی را در خصوص محاسبات (سطح سواد ریاضی)، تورم، ریسک و نرخ بهر سنجید. 
همچنین نهاد تنظیم صنعت مالی (FINRA) در ایالات متحده مسئل سنجش سطح سواد مالی در آمریکاست که این کار را با طرح 5 سوال صورت داده و ضمن سنجش سطح سواد مالی پاسخ دهنده، امکان مقایسه فرد با دیگر ایالت ها و در کل کشور را فراهم می آورد.
در بازار سرمایه نیز، مرکز پژوهش، توسعه و مطالبات اسلامی سازمان بورس و اوراق بهادار با توزیع پرسشنامه و مصاحبه مستقیم اقدام به سنجش سطح سواد مالی سرمایه گذاری خرد فعال (افرادی که بیش از 250 معامله در طول سال انجام داده اند) در سال 1393 نمود که نتیجه آن جالب توجه بود و آن اینکه حتی سرمایه گذاران خرد فعال در بازار سرمایه کشور، نسبت به مفاهیم ابتدایی مالی نیز سواد کافی در اختیار ندارند. 

منبع: ماهنامه اعتبارسنجی، سال سوم، شماره سوم، آبان و آذر 94، صفحات 19و 20 و 21
 
كلمات كليدی: اعتبارسنجی، سامانه اعتبارسنجی، سواد مالی، اهمیت سواد مالی، تعریف سواد مالی، چگونه سواد مالی داشته باشیم، سواد مالی چیست


نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
متنی که در تصویر می بینید عینا تایپ نمایید
نظر
مقالات بیشتر
مقالات مرتبط
.
.
2019© کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت توسعه زیر ساخت های فناوری اطلاعات سیگما میباشد.